کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : متبلج
تلفظ بین المللی :
/mˌotebˈalledʒ/
تلفظ :
[m,oteb'alledZ]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
متبرج
متبل
متبلل
متبلور
غیر متبلور
متبلور شدن
متبلور کردن
متبلد
متبجح
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
متبلج. [ م ُ ت َ ب َل ْ ل ِ ] ( ع ص ) صبح روشن. ( آنندراج )( ناظم الاطباء ). || خندان و شاد. ( آنندراج ). خنده کننده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تبلج شود.
کلمات مرتبط
متبرج
متبل
متبلل
متبلور
غیر متبلور
متبلور شدن
متبلور کردن
متبلد
متبجح
نظرات