متأخرین. [ م ُ ت َ ءَخ ْ خ ِ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ متأخر. بازپسینان. مقابل متقدمین و پیشینیان. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). مردمان واپسین. ضد متقدمین که مردمان پیشین باشد؛ لسان متأخرین ، زبان مردمان واپسین. ( ناظم الاطباء ). متأخران. و رجوع به ماده قبل شود.