مبتهج. [ م ُ ت َ هَِ ] ( ع ص ) شادان. ( غیاث ) ( آنندراج ). شاد کننده و شاد و خرم و مسرور. ( ناظم الاطباء ). شاد. شادان. خوشحال. شادمان. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : ملوک آفاق به مخالّت دولت او مفتخر، و سلاطین جهان به مراسلت حضرت او مبتهج. ( المعجم چ 1 دانشگاه ص 19 ).- مبتهج شدن ؛ شاد گشتن. مسرور شدن : به اخلاق و شمائل و افعال یکدیگر مبتهج شوند. ( اوصاف الاشراف ).- مبتهج گردیدن ؛ شاد شدن. مسرور...
فرهنگ عمید
خوش و خرم، مسرور، خشنود، خوشحال.
فرهنگ معین
(مُ تَ هِ ) [ ع . ] (ص . ) شاد، خرم ، مسرور.
فرهنگ فارسی
خوش وخرم، مسرور، خشنود، خوشحال (اسم و صفت ) شادمان مسرور خوشحال : ملوک آفاق به مخالت دولت او مفتخر و سلاطین جهان به مراسلت حضرت او مبتهج ...