مبا. [ م ُ ] (اِ) روده ٔ گوسفند که از برنج و قیمه پر کرده پزند. (آنندراج ). یکنوع طعامی که از روده ٔ گوسپند پر کرده از مصالح سازند و مبار نیز گویند. (ناظم الاطباء) : روده ٔ گند را کنند مبا بود آن نیز روزی غربا.
یحیی کاشی (از آنندراج ).
رجوع به مبار شود. مبا. [ م َ ] (فعل دعایی و نفرینی ) مخفف مبا...
فرهنگ فارسی
مباد : حال ما این است در فقر و غنا هیچ مهمانی مبا مغرور ما . ( مثنوی ) روده گوسفند که از برنج و قیمه پر کرده بپزند