کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مایه-کردن | کلماتور
معانی کلمه : مایه کردن
تلفظ بین المللی :
/mˌɑje kˈardan/
تلفظ :
[m,Aje k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
مایه کوبی کردن
مایل کردن
ماده کردن
مویه کردن
با ماده رنگی رنگ کردن
با ماله پاک کردن
با پاشیدن ماسه پاک کردن
تبدیل به مایع کردن
در مایع فرو کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
مایه کردن. [ ی َ / ی ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مایه ساختن. سرمایه ساختن. فراهم آوردن سرمایه : خرد بر دل خویش پیرایه کردبه رنج تن از مردمی مایه کرد.فردوسی.زخورشیدمر روز را مایه کردشب قیرگون خاک را سایه کرد.اسدی.سال عالم عنف و لطف و مهر و کینت مایه کردتا زمستان و بهار آورد و تابستان وتیر.سوزنی ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا )....
فرهنگ فارسی
مایه ساختن
کلمات مرتبط
مایه کوبی کردن
مایل کردن
ماده کردن
مویه کردن
با ماده رنگی رنگ کردن
با ماله پاک کردن
با پاشیدن ماسه پاک کردن
تبدیل به مایع کردن
در مایع فرو کردن
نظرات