Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مایل گردیدن

تلفظ بین المللی : /mɑjˈel ɡardˈidan/ تلفظ :‌ [mAj'el gaRd'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • میل اند گاردین
  • مایل
  • مایل اشتیانی
  • مایل اصفهانی
  • مایل امدن
  • مایل شدن
  • مایل کردن
  • مایل کندی
  • مایل گشتن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مایل گردیدن. [ ی ِ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) مایل شدن. رغبت پیدا کردن. راغب شدن. گراییدن :
کجا مایل به هر دل گردد ابرویی که من دانم
که سر می پیچد از یوسف ترازویی که من دانم.
صائب ( از آنندراج ).
|| خمیده شدن. کج شدن. انحناء یافتن. منحنی شدن. به یک سو خمیدن.

فرهنگ فارسی

مایل شدن راغب شدن

کلمات مرتبط

  • میل اند گاردین
  • مایل
  • مایل اشتیانی
  • مایل اصفهانی
  • مایل امدن
  • مایل شدن
  • مایل کردن
  • مایل کندی
  • مایل گشتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات