Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ماه گرفتگی

تلفظ بین المللی : /mɑhɡˌereftˈeɡi/ تلفظ :‌ [mAhg,eReft'egi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • ماه گرفتگی اوریل 2013
  • ماه گرفتگی اوریل 2014
  • ماه گرفتگی اوریل 2015
  • ماه گرفتگی اکتبر 2014
  • ماه گرفتگی سپتامبر 2015
  • ماه گرفتگی ژانویه 2018
  • ماه گرفتگی ژانویه 2019
  • ماه گرفتگی ژوئیه 2018
  • علامت ماه گرفتگی بر بدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

ماه گرفتگی. [ گ ِ رِ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) خسوف. خسف. انخساف. احتجاب قمر. پوشیدگی ماه. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || ( اِ مرکب ) لکه های نسبةً بزرگ سیاه یا سرخ تیره رنگ بر ظاهر بشره مادرزاد. خالهای بزرگ سیاه به مقدار کفی ، خردتر و بزرگتر که در بشره بعضی باشد مادرزاد که گمان برند آنگاه که ماه گرفته است زن آبستن به هر جای تن خود دست ساید همانجای تن جنین سیاه شود. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ...

فرهنگ عمید

خسوف#NAME?

= خسوف

فرهنگ معین

(گِ رِ تِ ) (اِ. ) ۱ - خسوف . ۲ - لکة سرخی در پوست بدن به ویژه صورت ، بر اثر رشد بیش از حد مویرگ های پوست .

دانشنامه آزاد فارسی

ماه گرفتگی (birthmark)هر نوع علامت یا لکۀ پوستی که از بدو تولد وجود داشته باشد. نیز ← خالwikijoo: ماه_گرفتگی ماه گرفتگی (اخترشناسی). رجوع شود به:گرفتwikijoo: ماه_گرفتگی_(اخترشناسی)...

فرهنگ فارسی

خسوف، مه‌گرفت، ماه گرفت

لکه‌ی سرخ یا قهوه‌ای رنگ در پوست بدن به ویژه در صورت

( مصدر ) ۱- خسوف شدن . ۲- لکه شدن صورت یا عضوی از بدن بطور دایم . توضیح مردم پندارند که در هنگام کسوف ماه مادر چنین شخصی با ناخن صورت یا عضوی از بدن خود را خارانده همانجا در طفلی که در شکم داشته لکه دار شده .

دانشنامه عمومی

ماه گرفتگی یا خُسوف (نام قدیمی تر مَه گرفت) هنگامی روی می دهد که کره ماه در حالت بدر و وضعیت مقابله قرار داشته و سایه زمین بر روی آن بیافتد یا به عبارتی ماه وارد مخروط سایه زمین شود. (زمین بین ماه و خورشید قرار گیرد) زمین در حرکت مداری خود به دور خورشید سایه اش را، که در فضا در سمتی مخالف خورشید ممتد است، به دنبال می کشد. سایه زمین به شکل یک مخروط است که قاعده آن مقطع زمین و طول متوسط آن ۱٬۳۸۰٬۰۰۰...

مترادف و متضاد

خسوف ≠ کسوف

lunar eclipse (اسم)
ماه گرفتگی، خسوف

فرهنگستان زبان و ادب

[نجوم] ← خسوف

کلمات مرتبط

  • ماه گرفتگی اوریل 2013
  • ماه گرفتگی اوریل 2014
  • ماه گرفتگی اوریل 2015
  • ماه گرفتگی اکتبر 2014
  • ماه گرفتگی سپتامبر 2015
  • ماه گرفتگی ژانویه 2018
  • ماه گرفتگی ژانویه 2019
  • ماه گرفتگی ژوئیه 2018
  • علامت ماه گرفتگی بر بدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات