معانی کلمه : ماهیچه لرزه
فرهنگ فارسی
انقباض ضعیف و موضعی و غیرارادی ماهیچهها که از روی پوست قابل دیدن است و ناشی از فعالیت خودبهخودی دستهای از تارهای ماهیچهای است
دانشنامه عمومی
فرهنگستان زبان و ادب
{fasciculation} [علوم پایۀ پزشکی] انقباض ضعیف و موضعی و غیرارادی ماهیچه ها که از روی پوست قابل دیدن است و ناشی از فعالیت خودبه خودی دسته ای از تارهای ماهیچه ای است
