ماهچه. [ چ َ / چ ِ ] ( اِ مصغر ) مصغر ماه یعنی ماه کوچک و خرد. ( ناظم الاطباء ). || هلال. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : طوطی بچگان را سلب سبز بریدندشلوارک با ماهچه های طبری وار.منوچهری. || سرعلم که به صورت ماه سازند. ( فرهنگ رشیدی ). سر علمی را گویند که بصورت ماه ساخته باشند یعنی گرد و مدور و صیقل زده از طلا و نقره و غیره. ( برهان ). آنچه از سیم و زر شکلی مثل ماه مدور ساخته و صیقل زده بر سر علم ...
فرهنگ عمید
شیئی به شکل هلال از جنس طلا یا نقره که بر سر علم، گنبد، یا قبه نصب می کردند.
فرهنگ معین
(چِ ) (اِ. ) سر علم به شکل هلال که آن را از طلا یا نقره می ساختند.
فرهنگ فارسی
سرعلم که آنراازطلایانقره بشکل هلال درست کنندشکل هلالی بودکه بر سر علمها و چترهای پادشاهان ترک ( سلجوقی خورزمشاهی و غیره ) نصب میکردند : ماهچ. چتر او قلع. گردون گشاد مورچ. تیغ او ملک سلیمان گرفت . ( خاقانی ) ترک سمن خیمه بصحرا زده ماهچه خیمه به ثریا زده . ( نظامی . گنجینه ۱۴٠ ) یا ماهچ. خیمه . ( باضافه و فک اضافه ) هلال مانندیست از زر و غیر آن که بر سر عمود خیمه نصب میکردند . یا ماهچ. علم . هلال ما...