معانی کلمه : مانند کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
( مصدر ) شبیه ساختن تشبیه .
تشبیه کردن
تشبیه کردن
مترادف و متضاد
۱. تشبیه کردن
۲. شبیه کردن
equalize (فعل)
برابر شدن با، مساوی کردن، مانند کردن
liken (فعل)
مانند کردن، شبیه کردن، شبیه شدن

۱. تشبیه کردن
۲. شبیه کردن