مانع. [ ن ِ ] (اِخ ) نامی از نامهای خدای تعالی است . (مهذب الاسماء، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). نامی از نامهای خدای تعالی به معنی ناصر است . (یادداشت ایضاً).
۱. بازدارنده؛ جلوگیریکننده.
۲. (اسم) [عامیانه، مجاز] مشکل؛ معضل.
〈 مانع شدن: (مصدر متعدی) [قدیمی] منع کردن؛ جلوگیری کردن.
هریک از موانع ایذایی که در مقابل خاکریزها یا ورودی سازههای سادۀ نظامی برای تأخیر در ورود مهاجمان قرار میدهند
سدّ راه.
اسم
حاجز
حایل
عایق
بند، سد
مشکل، ایراد
محظور، محذوریت
بازدارنده، جلوگیر، رادع، مخل، مزاحم
۱. بازدارنده، جلوگیر، رادع، مخل، مزاحم
۲. بند، سد
۳. حاجز
۴. حایل
۵. عایق
۶. محظور، محذوریت
۷. مشکل، ایراد
بازدارنده، گیر، راهبند