Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مانع

تلفظ بین المللی : /mˈɑneʔ/ تلفظ :‌ [m'Ane?]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • مانع امدن
  • مانع داشتن
  • مانع شدن
  • مانع موقت
  • مانع انعقاد خون
  • مانع ایجاد لطمه بزندگی
  • مانع بروز مرض
  • مانع جلو راهایجاد کردن
  • مانع حائل
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

مانع. [ ن ِ ] (اِخ ) نامی از نامهای خدای تعالی است . (مهذب الاسماء، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). نامی از نامهای خدای تعالی به معنی ناصر است . (یادداشت ایضاً).

مانع. [ ن ِ ] (اِخ ) ابن المسیب بن المقدادبن بدران المری الذهلی الوائلی متوفی به سال 860 هَ . ق . امیر نجد و نواحی آن بود. وی جد دوم امیر سعود است که آل سعود بدو منسوبند و منانعه که از ساکنان نجد هستن...

فرهنگ عمید

۱. باز‌دارنده؛ جلوگیری‌کننده.
۲. (اسم) [عامیانه، مجاز] مشکل؛ معضل.
⟨ مانع شدن: (مصدر متعدی) [قدیمی] منع کردن؛ جلوگیری کردن.

۱. باز دارنده، جلوگیری کننده.
۲. (اسم ) [عامیانه، مجاز] مشکل، معضل.
* مانع شدن: (مصدر متعدی ) [قدیمی] منع کردن، جلوگیری کردن.

فرهنگ معین

(نِ ) [ ع . ] ۱ - (اِفا. ) بازدارنده ، منع کننده . ج . مانعون . ۲ - (اِ. ) اشکال ، مزاحمت . ج . موانع .

دانشنامه آزاد فارسی

مانع (spur)پشتهای از سنگ، بیرون زده از دشتیا دره. در نواحی کوهستانی، رودخانه ها اغلب در اطراف موانعِ قفل شدهجریان می یابند، زیرا برای فرسودن و شکافتن این موانع قدرت کافی ندارند. ممکن است این موانع را یخچال های بزرگ و قدرتمند بفرسایند و موانع بریده شدهایجاد کنند.wikijoo: مانع...

فرهنگ فارسی

هریک از موانع‌ ایذایی که در مقابل خاکریزها یا ورودی سازه‌های سادۀ نظامی برای تأخیر در ورود مهاجمان قرار می‌دهند

بازدارنده، جلوگیری کننده، عایق، منعه و موانع جمع( اسم ) ۱- بازدارنده جلوگیرنده جمع : موانع منعه : و هیچ مانع نیست هوا را از رسیدن بدان مجاری ... یا مانسته جمع . مانعه الجمع . یا مانع جمع و خلو . یا مانع خلو . مانعه الخلو . ۲- ( مناظره ) مجیب . ۳- ( اصول ) امری است که از وجود آن عدم...

دانشنامه عمومی

سدّ راه.

مانع (۱۹۱۷ فیلم). مانع (انگلیسی: The Barrier) فیلمی در ژانر ماجراجویی و صامت به کارگردانی ادگار لوئیس است که در سال ۱۹۱۷ منتشر شد.فوریه ۱۹۱۷ (۱۹۱۷-02)wiki: مسابقات موتوری به کار می رود، هم چنین در جاده ها باعث کاهش ترافیک و افزایش ایمنی می شود. نمونه ای از مانع، پیچ کوتاه s شکل است که در آن، راننده باید به آرامی، ابتدا به چپ و سپس به راست بپیچد تا در جاده بماند. این امر باعث کاهش ...

مترادف و متضاد

اسم

حاجز

حایل

عایق

بند، سد

مشکل، ایراد

محظور، محذوریت

بازدارنده، جلوگیر، رادع، مخل، مزاحم

۱. بازدارنده، جلوگیر، رادع، مخل، مزاحم
۲. بند، سد
۳. حاجز
۴. حایل
۵. عایق
۶. محظور، محذوریت
۷. مشکل، ایراد

hitch (اسم)گرفتاری، مانع، محظور، گیر، پیچ وخمیدگیlet (اسم)مانع، انسداد، اجاره دهیshackle (اسم)پا بند، قید، مانع، ...

فرهنگ فارسی ساره

بازدارنده، گیر، راهبند

واژه نامه بختیاریکا

دستگِرکُوی
گیر

فرهنگستان زبان و ادب

{entanglement} [علوم نظامی] هریک از موانع ایذایی که در مقابل خاکریزها یا ورودی سازه های سادۀ نظامی برای تأخیر در ورود مهاجمان قرار می دهند

کلمات مرتبط

  • مانع امدن
  • مانع داشتن
  • مانع شدن
  • مانع موقت
  • مانع انعقاد خون
  • مانع ایجاد لطمه بزندگی
  • مانع بروز مرض
  • مانع جلو راهایجاد کردن
  • مانع حائل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات