Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مامه

تلفظ بین المللی : /mˈɑmeː/ تلفظ :‌ [m'Ame:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیفرهنگستان زبان و ادب
  • مامه 1
  • مامه 2
  • مامه دان
  • مامه دان بَر
  • مامه دان دار
  • مامه دانی
  • مامه زا 1
  • مامه زا 2
  • مامه زایشی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

مامه. [م َ / م ِ ] ( اِ ) از بیت ذیل که در حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی آمده است گویا به معنی جغد باشد، چه امروز هم «مامه کوکومه » و «کوکومه » به معنی جغد در تداول خانگی هست. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : محال را نتوانم شنید و هزل و دروغ که هزل گفتن کفر است در مسلمانی سرای و قصر بزرگان طلب تو در دنیاچومامه چند گزینی توجای ویرانی.( از حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی ، یادداشت ایضاً )....

فرهنگ فارسی

جغد

فرهنگستان زبان و ادب

[زیست شناسی] ← گیامامه
{ovum, egg cell, egg, ovule} [زیست شناسی] یاختۀ زایشی ماده که پس از لقاح به تخم تبدیل می شود و موجودی مشابه همان گونه را به وجود می آورد متـ . تخمک 2، تخمک جانوری

کلمات مرتبط

  • مامه 1
  • مامه 2
  • مامه دان
  • مامه دان بَر
  • مامه دان دار
  • مامه دانی
  • مامه زا 1
  • مامه زا 2
  • مامه زایشی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات