معانی کلمه : ماما
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. زنی که هنگام زاییدن زن آبستن بچۀ او را می گیرد و زائو را پرستاری می کند، ماماچه، مام ناف، بازاج، پازاچ، پیش نشین، قابله.
۲. مادر.
۲. مادر.
فرهنگ معین
(اِ. ) ۱ - مادر. ۲ - قابله .
فرهنگ فارسی
فردی که به حرفۀ مامایی اشتغال دارد
( اسم ) ۱- مادر : گفت : ماما . درست شد دستم چون گل از دست دیگران رستم . ( هفت پیکر . چا . استانبول ۱۵۷ چا . ارمغان ۲ . ) ۱۸۹ - کسی که زن حامله را در وضع حمل یاری کند وبچ. او را بگیرد قابله .
دانشنامه عمومی
نقل قول
ماما (فیلم ۲۰۱۳). ماما (به انگلیسی: Mama) فیلمی است ترسناک، محصول کانادا که در تاریخ ۱۸ ژانویه ۲۰۱۳ اکران شده است.
•
•
wikiquote: ماما_(فیلم_۲۰۱۳)
گویش اصفهانی
تکیه ای: mâmâča
طاری: qâbela
طامه ای: mâmâ
طرقی: mâmâča
کشه ای: qâbela
نطنزی: mâmâ
گویش بختیاری
ماما، قابله.
مترادف و متضاد
مادر، مامان
دایه، قابله، ماماچه
۱. دایه، قابله، ماماچه
۲. مادر، مامان
فرهنگستان زبان و ادب
{midwife} [پزشکی] فردی که به حرفۀ مامایی اشتغال دارد
