Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ماما

تلفظ بین المللی : /mˈɑmˈɑ/ تلفظ :‌ [m'Am'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش اصفهانیگویش بختیاریمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • ماما سر چو
  • ماما خیل
  • ماما روما
  • ماما مو و کلاغ
  • ماما میا
  • ماما میا دوباره شروع کنیم
  • ماما کن
  • ماما گریزلی
  • ابن ماما
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش اصفهانیگویش بختیاریمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

ماما. ( اِ ) مادر. ( ناظم الاطباء ). مادر. ام. والده. زن که کودکی یا کودکانی زاده است. در زبان اطفال ، نه نه. مامان. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : آن خر پدرت به دشت خاشاک زدی مامات دف دورویه چالاک زدی.( منسوب به رودکی از احوال و اشعار ج 3 ص 1046 ).نشود مرد پر دل و صعلوک پیش ماما و بادریسه و دوک.سنائی.هست مامات اسب و باباخرتو مشو تر چو خوانمت استر.سنائی.هر شیرخواره را نرساند به هفت خوان نام سفندی...

فرهنگ عمید

۱. زنی که هنگام زاییدن زن آبستن بچۀ او را می گیرد و زائو را پرستاری می کند، ماماچه، مام ناف، بازاج، پازاچ، پیش نشین، قابله.
۲. مادر.

فرهنگ معین

(اِ. ) ۱ - مادر. ۲ - قابله .

فرهنگ فارسی

فردی که به حرفۀ مامایی اشتغال دارد

( اسم ) ۱- مادر : گفت : ماما . درست شد دستم چون گل از دست دیگران رستم . ( هفت پیکر . چا . استانبول ۱۵۷ چا . ارمغان ۲ . ) ۱۸۹ - کسی که زن حامله را در وضع حمل یاری کند وبچ. او را بگیرد قابله .

دانشنامه عمومی

ماما یا قابله شخصی است که در پزشکی زایمان تبحر دارد. اگرچه این اصطلاح معمولاً برای زنان به کار گرفته می شود ولی مردان نیز می تواند استفاده شود. کارهای ماما مربوط به زایمان، دوران پس از زایمان و به طور عمومی تر بهداشت زنان است.جراحی زنان و زایمانپرستار ماماییwiki: فراطبیعی درام ترسناک کانادایی به کارگردانی و نویسندگی اندی موشیاتی است که براساس یک فیلم کوتاه آرژانتینی با عنوان «Mamá» در سال ۲۰۰۸، اث...

نقل قول

ماما (فیلم ۲۰۱۳). ماما (به انگلیسی: Mama) فیلمی است ترسناک، محصول کانادا که در تاریخ ۱۸ ژانویه ۲۰۱۳ اکران شده است.
•
wikiquote: ماما_(فیلم_۲۰۱۳)

گویش اصفهانی

تکیه ای: mâmâča
طاری: qâbela
طامه ای: mâmâ
طرقی: mâmâča
کشه ای: qâbela
نطنزی: mâmâ

گویش بختیاری

ماما، قابله.

مترادف و متضاد

مادر، مامان

دایه، قابله، ماماچه

۱. دایه، قابله، ماماچه
۲. مادر، مامان

accoucheuse (اسم)ماما، قابلهmidwife (اسم)ماما، قابله، قابلگیobstetrician (اسم)ماما، قابله، پزشک متخصص زایمان، متخصص زایمان...

فرهنگستان زبان و ادب

{midwife} [پزشکی] فردی که به حرفۀ مامایی اشتغال دارد

کلمات مرتبط

  • ماما سر چو
  • ماما خیل
  • ماما روما
  • ماما مو و کلاغ
  • ماما میا
  • ماما میا دوباره شروع کنیم
  • ماما کن
  • ماما گریزلی
  • ابن ماما
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات