معانی کلمه : مالت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
= تب 〈 تب مالت
دانۀ غلات که پس از خیس کردن و جوانه زدن خشک میکنند و دارای دیاستاز، دکسترین، مالتوز، و پروتئین است.
دانۀ غلات که پس از خیس کردن و جوانه زدن خشک می کنند و دارای دیاستاز، دکسترین، مالتوز، و پروتئین است.
= تب * تب مالت
= تب * تب مالت
فرهنگ معین
[ فر. ] (اِ. ) جوانة غلات به ویژه جو.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
جو خیسانده که جوانه زده و سپس در کوره خشکانده شده است
نقل قول
مترادف و متضاد
جو، جو جوانهزده
malt (اسم)
مالت، جو سبز شده خشک
