Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ماشا

تلفظ بین المللی : /mˈɑʃˈɑ/ تلفظ :‌ [m'AS'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ماشا الله اباد
  • ماشا الله یهودی
  • ماشا الالیکینا
  • ماشا بروسکینا
  • ماشا زک پشکیریچ
  • ماشا مریل
  • ماشا منصور
  • ماشا و خرس
  • ال ا ماشا
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ماشا. ( اِ ) ماشو. پشمینه و شالکی درویشان. ( فرهنگ لغات دیوان البسه نظام قاری ص 204 ) : طرفه بازار قماشی است که ماشأاﷲقدر ماشا و سقرلاطبهم یکسانند.نظام قاری ( دیوان ص 68 ).قاری به خواب دید سقرلاط یک شبی تعبیر رفت چکمه و ماشا حواله بود.نظام قاری ( دیوان ص 78 ).قاری حقیقتی دان کردن به بر سقرلاطتفتیک را و ماشا،هر دو شمر مجازی.نظام قاری ( دیوان ص 114 ).و رجوع به ماشاد شود....

فرهنگ فارسی

ماشو پشمینه و شالکی درویشان

کلمات مرتبط

  • ماشا الله اباد
  • ماشا الله یهودی
  • ماشا الالیکینا
  • ماشا بروسکینا
  • ماشا زک پشکیریچ
  • ماشا مریل
  • ماشا منصور
  • ماشا و خرس
  • ال ا ماشا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات