Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ماسک

تلفظ بین المللی : /mˈɑsk/ تلفظ :‌ [m'Ask]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • ماسک ضدِگاز
  • ماسک دار
  • ماسک زدن
  • ماسک زده
  • ماسک ضدگاز
  • ماسک اکسیژن
  • ماسک جراحی
  • ماسک سیاه
  • ماسک سیاه 2 شهر ماسک
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

ماسک . [ س ِ ] (ع ص ) چنگ زننده به چیزی و گیرنده . (ناظم الاطباء). نگاه دارنده . و رجوع به ماسکه و تمسک شود. || قابض . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).- ماسک البول ؛ دارویی است : بگیرند بلوط و کندر از هریکی یک درم تخم محلب و سعد و قرفه و خولنجان و راسن خشک و وج و کهربا از هریکی یک درم همه را بیزند شربتی سه درم با شراب کهن و این سفوف را ماسک البول گویند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ، یادداشت به خط مرحوم دهخدا...

فرهنگ عمید

۱. صورتک، نقاب.۲. پوشش پارچه ای که برای جلوگیری از ورود ذرات معلق در هوا جلوی بینی و دهان قرار می دهند.۳. وسیله ای که برای محافظت از سوختگی در موقع جوشکاری جلوی صورت می گیرند.۴. [مجاز] حالتی که فرد برای پنهان کردن احساسات، افکار، و درونیاتش به خود می گیرد.۵. پوششی از مواد شیمیایی یا طبیعی که به منظور حفظ شادابی و سلامت یا رفع معایب پوست صورت روی آن قرار می دهند....

فرهنگ معین

[ فر. ] (اِ. ) نقاب ، روبند، صورتک .

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:صورتک
wikijoo: ماسک_(1)

فرهنگ فارسی

روبند، نقاب، آنچه صورت خودرابا آن بپوشانند( اسم ) ۱- آنچه که چهر. خود را بدان بپوشانند نقاب . ۲- ( مخصوصا ) صورتک عجیب و غریب که برای تغییر شکل یا مخفی کردن قیاف. حقیقی بچهره زنند و در جشنها بدان صورت خود را ظاهر سازند . ۳- نقابی فلزی و مشبک که شمشیربازان برای حفاظت بچهر. خود زنند . ۴- نقابی که غواصان بر صورت خودنصب کنند و آن بلول. اکسیژن یا لول. هوا اتصال دارد تابوسیل. آن تنفس کنند ....

دانشنامه عمومی

ماسک مرگ
صورتک
ماسک (فیلم)
ماسک (فیلم ۱۹۸۵)
ماسک (کارتون)
wiki: کتاب کمیک دارک هورس نوشته مارک ریچاردسون که با اقتباس از آن فیلم ماسک (فیلم) تهیه شده است.
wiki: ماسک (کمیک)

مترادف و متضاد

شکلک

روبند، صورتک، ماسکه، نقاب، صورت‌پوش

۱. روبند، صورتک، ماسکه، نقاب، صورتپوش
۲. شکلک

mask (اسم)بالماسکه، شادمانی، ماسک، لفافه، نقاب، روبند، پوشانهguise (اسم)منظر، لباس مبدل، تغییر قیافه، ماسک، لفافه...

کلمات مرتبط

  • ماسک ضدِگاز
  • ماسک دار
  • ماسک زدن
  • ماسک زده
  • ماسک ضدگاز
  • ماسک اکسیژن
  • ماسک جراحی
  • ماسک سیاه
  • ماسک سیاه 2 شهر ماسک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات