مازه . [ زَ / زِ ] (اِخ ) سردار ایرانی که مأمور بود مانع عبور اسکندر از رودخانه ٔ فرات گردد. (از ایران باستان ص 1371). و رجوع به همین مأخذ ص 1371 و 1447 شود.
شبکهای با ظرفیت مجراهای ارتباطی زیاد که بهعنوان ستون فقرات یک شبکۀ بزرگ، شبکههای کوچکتر را به یکدیگر مرتبط سازد
کمر
کمر
گوشتِ راسته گوسفند و گاو.