Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مازحه

تلفظ بین المللی : /mˈɑzehˌeː/ تلفظ :‌ [m'Azeh,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • برهان الدین عبدالعزیز بن مازه
  • مأزفه
  • گیرانۀ پیش مازه ای
  • بنی مازه
  • مازح
  • مازمهر ابادچه
  • مازه
  • مازه در
  • مازه درد
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

مازحة. [ زِ ح َ ] (ع ص ) مؤنث مازح . (ناظم الاطباء). زن مزاح کننده . زن بذله گو. (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به ماده ٔ قبل شود.

( مازحة ) مازحة. [ زِ ح َ ] ( ع ص ) مؤنث مازح. ( ناظم الاطباء ). زن مزاح کننده. زن بذله گو. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به ماده قبل شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) مونث مازح زن مزاح کننده زن بذله گو .

دانشنامه عمومی

زن شوخ طبع، بذله گو (گلستان سعدی-باب دوم به شرح مرحوم غلامحسین یوسفی)


کلمات مرتبط

  • برهان الدین عبدالعزیز بن مازه
  • مأزفه
  • گیرانۀ پیش مازه ای
  • بنی مازه
  • مازح
  • مازمهر ابادچه
  • مازه
  • مازه در
  • مازه درد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات