معانی کلمه : مارک
لغت نامه دهخدا
مارک. ( اِ ) واحد پول آلمان که از صد «فنیگ » تشکیل یافته است. ( از لاروس ).
فرهنگ عمید
نشان مخصوص که در بالای کاغذ مکاتبات و اسناد هر اداره یا سازمان چاپ میشود.
واحد پول آلمان.
نشان مخصوص که در بالای کاغذ مکاتبات و اسناد هر اداره یا سازمان چاپ می شود.
نشان مخصوص که در بالای کاغذ مکاتبات و اسناد هر اداره یا سازمان چاپ می شود.
فرهنگ معین
[ فر. ] (اِ. ) ۱ - علامت و نشانه . ۲ - علامت مخصوص هر کارخانه و مؤسسه . ۳ - واحد پول آلمان .
دانشنامه آزاد فارسی
مارْک (Mark)
در اساطیر سلت، شاه کورنوال، عموی تریستان و خواستگار و شوهر ایزولده.
در اساطیر سلت، شاه کورنوال، عموی تریستان و خواستگار و شوهر ایزولده.
wikijoo: مارک
فرهنگ فارسی
نشان، نشانه، علامت، داغ، اثر، انگ
( اسم ) واحد پول آلمان معادل ۱٠٠ پفنیگ .
واحد پول آلمان که از صد پفنیگ تشکیل یافته است
( اسم ) واحد پول آلمان معادل ۱٠٠ پفنیگ .
واحد پول آلمان که از صد پفنیگ تشکیل یافته است
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
واحد پول آلمان
انگ، داغ، علامت، نشان، نشانه
۱. انگ، داغ، علامت، نشان، نشانه
۲. واحد پول آلمان
