Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ مارزده

تلفظ بین المللی : /mˈɑrzadˌeː/ تلفظ :‌ [m'ARzad,e:]
لغت نامه دهخدا
  • مار زده
  • مارده
  • ماتزده
  • ماهزده
  • هارتلی مارزدن
  • مارزدگی
  • ارنست مارزدن
  • رویال مارزدن
  • مارزدن وست یورکشر
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

مارزده . [ زَ دَ / دِ ](ن . مف . مرکب ) مارگزیده . سلیم . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). کسی که مار وی را گزیده باشد :
مهره ٔ مار بهر مارزده ست
به کسی کز گزند رست مده .

خاقانی (دیوان چ سجادی ص 800).



کلمات مرتبط

  • مار زده
  • مارده
  • ماتزده
  • ماهزده
  • هارتلی مارزدن
  • مارزدگی
  • ارنست مارزدن
  • رویال مارزدن
  • مارزدن وست یورکشر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات