کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : مادخ
تلفظ بین المللی :
/mˈɑdex/
تلفظ :
[m'Adex]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
مادخوران
شبه شیر مادر
سنگ مادر
شوهر مادر
شوی مادر
عدد ماخ
عدد ماخ بحرانی
عدد ماخ بحرانی خیز پَسار
عدد ماخ جریان آرام
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مادخ. [ دِ ] ( ع ص ) بزرگ. ارجمند. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
بزرگ ارجمند
کلمات مرتبط
مادخوران
شبه شیر مادر
سنگ مادر
شوهر مادر
شوی مادر
عدد ماخ
عدد ماخ بحرانی
عدد ماخ بحرانی خیز پَسار
عدد ماخ جریان آرام
نظرات