Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ماتم رسیده

تلفظ بین المللی : /mˈɑtam rˈesidˌeː/ تلفظ :‌ [m'Atam R'esid,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ماتم
  • ماتَم
  • مآتم
  • مأتم
  • ماتم اوردن
  • ماتم دار
  • ماتم داری
  • ماتم داشتن
  • ماتم دیده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ماتم رسیده. [ ت َ رَ / رِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مصیبت رسیده. مصیبت زده. عزادار : شبی چون شب مارگزیدگان و حالتی چون ماتم رسیدگان. ( سندبادنامه ص 183 ).

فرهنگ فارسی

مصیبت رسیده مصیبت زده

کلمات مرتبط

  • ماتم
  • ماتَم
  • مآتم
  • مأتم
  • ماتم اوردن
  • ماتم دار
  • ماتم داری
  • ماتم داشتن
  • ماتم دیده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات