معانی کلمه : ماتحت
لغت نامه دهخدا
ماتحت. [ ت َ ] ( ع اِ مرکب ) مادون. آنچه در زیر باشد مقابل مافوق. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || کون. نشیمن.دُبُر. اِست. مقعد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ عمید
۱. [عامیانه] مقعد.
۲. (اسم، صفت ) [قدیمی] پایین، زیر.
۲. (اسم، صفت ) [قدیمی] پایین، زیر.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - پایین ، زیر. ۲ - در فارسی به معنای مقعد.
فرهنگ فارسی
پایین، زیر ، درفارسی به معنی مقعدهم میگویند
مادون آنچه در زیر باشد در مقابل مافوق
( اسم ) مقعد دبر . یا ما تحت . پایین زیر
مادون آنچه در زیر باشد در مقابل مافوق
( اسم ) مقعد دبر . یا ما تحت . پایین زیر
مترادف و متضاد
دبر، کون، مقعد
ته، زیر ≠ مافوق
۱. ته، زیر
۲. دبر، کون، مقعد ≠ مافوق
