معانی کلمه : مائت
لغت نامه دهخدا
مائت . [ ءِ ](ع ص ) میرنده که به مردن نزدیک گشته . (منتهی الارب ).میرنده . (غیاث ) (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || موت مائت ؛ مرگ سخت . کلیل لائل من لفظ ما یؤکد به . (منتهی الارب ). مرگ شدید. (از اقرب الموارد).
فرهنگ عمید
آن که نزدیک به مرگ است.
فرهنگ معین
(مِ اَ ) [ ع . ] (اِ. ) عدد صد. ج . مئات و مآت .
فرهنگ فارسی
میرنده که به مردن نزدیک گشته میرنده
