معانی کلمه : مؤول
لغت نامه دهخدا
موول . [ م ُ] (ع مص ) مول . (ناظم الاطباء). رجوع به مؤول شود.
فرهنگ عمید
قابلِ تٲویل، تفسیرشده.
فرهنگ معین
(مُ ءَ وَّ ) [ ع . ] ۱ - (اِمف . ) تأویل شده . ۲ - (ص . ) قابل تأویل .
فرهنگ فارسی
( اسم ) تاویل کننده شرح دهنده : اما بعد چنین گوید مفسر این کتاب و موول ( ماول ) این خطاب ... جمع : موولین .
تاویل شده .
تاویل شده .
