معانی کلمه : لیکک
لغت نامه دهخدا
لیکک. [ ک َ ] ( اِ ) به معنی لیک است که خرچال باشدو او پرنده ای است کبودرنگ به سرخی مائل. ( برهان ).
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( اسم ) درختی است از تیر. پروانه واران که دارای شاخه های خاردار است . میوه ئاین گیاه غلاف مانند ( شبیه میو. لوبیا ) است و دارای ماده ای قندی است که در تهی. نوعی مشروب بکار میرود . این درخت در جنگلهای شمالی ایران نیز فراوان است للکی لیلکی لیلک للک لک کرات لالیک .
بمعنی لیک است که خرچال باشد و او پرنده ایست کبود رنگ بسرخی مائل .
بمعنی لیک است که خرچال باشد و او پرنده ایست کبود رنگ بسرخی مائل .
