لیکن. [ ک ِ ] ( از ع ، حرف ربط ) این کلمه ظاهراً لکن عرب است ( مماله لکن ) و یا صورتی از بیک فارسی قدیم. در تداول ما بیشتر لیکن و گاهی نیز لکن به کار رود. ولیکن ، ولی ، لیک نیز گویند. معهذا. پُن. با اینهمه. امّا. و رجوع به لیک و ولیکن شود. شواهد ذیل شامل «لیکن » و «ولیکن » میباشد : با فراخی است ولیکن بستم تنگ زیدآنچنان شد که چنو هیچ ختنبر نبود.ابوالعباس.ولیکن من از بهر بدکامه راکه برخواند این پهلو...
فرهنگ عمید
= لکن: شاید پس کار خویشتن بنشستن / لیکن نتوان زبان مردم بستن (سعدی: ۱۳۹ ).