معانی کلمه : لینه
لغت نامه دهخدا
لینة. [ل َ ن َ ] (ع اِ) تکیه جای چرمین نرم . (منتهی الارب ).
لینة. [ ن َ ] (ع مص ) لیان . لین . نرم گردیدن . (منتهی الارب ). نرم شدن . (تاج المصادر). || (اِمص ) نرمی . (منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
کارل فن طبیعی دان سوئدی ( و. باشولت ۱۷٠۷ - ف. ۱۷۷۸ م . ) . وی گیاهان را به ۲۴ رده طبقه بندی کرد و همچنین در حیوانها نیز تقسیم بندی بعمل آورد .
( صفت ) مونث لین .
حدیثها فی خبر ابن دهزیل الصغیر .
( صفت ) مونث لین .
حدیثها فی خبر ابن دهزیل الصغیر .
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
اسم: لینه (دختر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: layene) (فارسی: لَينّه) (انگلیسی: layene)
معنی: نرم، ملایم، مطیع و نرم خوی، ( مؤنث لیّن )
معنی: نرم، ملایم، مطیع و نرم خوی، ( مؤنث لیّن )
