معانی کلمه : لینت
لغت نامه دهخدا
لینت . [ ن َ ] (ع اِمص ) نرم گردیدن . نرم شدن . لین . لیان . نرمی . مقابل خشونت . لدانت . لدونت . سستی . مقابل صلابت ، سختی . ملائمی . (غیاث ): لینت عظام ؛ لینت طبیعت . || روانی (در شکم ). مقابل یبوست . خشکی : میوه ٔ پخته لینت بخشد.
- لینت مزاج ؛ روانی آن .
فرهنگ عمید
۱. نرم شدن.
۲. نرمی.
۲. نرمی.
فرهنگ معین
(لِ نَ ) [ ع . لینة ] (مص ل . )۱ - نرم گردیدن ، نرم شدن . ۲ - مجازاً روانی شکم ، کارکرد شکم .
فرهنگ فارسی
نرم شدن، نرمی، ضدخشونت
۱- ( مصدر ) نرم شدن . ۲- ( اسم ) نرمی مقابل زبری خشونت . ۳- سستی مقابل صلابت سختی . ۴- روانی شکم مقابل خشکی یبوست .
۱- ( مصدر ) نرم شدن . ۲- ( اسم ) نرمی مقابل زبری خشونت . ۳- سستی مقابل صلابت سختی . ۴- روانی شکم مقابل خشکی یبوست .
مترادف و متضاد
روانیسستی، نرمی ≠ صلابت
