Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لیق

تلفظ بین المللی : /lˈiq1/ تلفظ :‌ [l'iq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا
  • لِیق
  • لیق علی
  • بستان لیق اق سرای
  • تپه ایده لیق
  • تپه گورستان لیق
  • تپه یونجه لیق تپه
  • قنات پسته لیق
  • قیله لیق
  • محوطه خرابه لیق
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

لیق . (ع اِ) چیزی است سیاه که در سرمه آمیزند. (منتهی الارب ). || صوف دوات . (غیاث ). لیقه :
مگر که لیق دواتت شود در این سودا
همی بپیچد بر خویش زلف حورالعین .

خلاق المعانی .


لیق . [ ل َ ] (ع مص ) لیقه . لیقه انداختن در دوات . || نیکو کردن سیاهی دوات و برچفسانیدن . (منتهی الارب ). اصلاح دادن سیاهی و جز...

فرهنگ عمید

۱. [جمعِ لیقَة] ماده ای سیاه در ترکیب سرمه.
۲. = لیقه

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- ماده ایست سیاه که در سرمه آمیزند لیقه . ۲- لیقه ( دوات ) : مگر که لیق دواتت شود درین سودا همی بپیچد برخویش زلف حورالعین . ( خلاق المعانی . لغ. )
لیقه ٠ لیقه انداختن در دوات ٠ یا نیکو کردن سیاهی دوات و بر چفسانیدن اصلاح دادن سیاهی و جز آن ٠

واژه نامه بختیاریکا

پا؛ لنگ

کلمات مرتبط

  • لِیق
  • لیق علی
  • بستان لیق اق سرای
  • تپه ایده لیق
  • تپه گورستان لیق
  • تپه یونجه لیق تپه
  • قنات پسته لیق
  • قیله لیق
  • محوطه خرابه لیق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات