معانی کلمه : لیزه
لغت نامه دهخدا
لیزه. [ زَ / زِ ] ( ص ) لیز. آمیخته. || ( اِ ) دست افزار کشیدن بر چیزی. ( برهان ). || ( پسوند ) مزید مؤخر برخی کلمات ، چون : کفچلیزه.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آمیخته .
دست افزار کشیدن بر چیزی . یا مزید موخر برخی کلمات چون کفچلیزه .
دست افزار کشیدن بر چیزی . یا مزید موخر برخی کلمات چون کفچلیزه .
