معانی کلمه : لیزر
فرهنگ عمید
اشعۀ نورانی و پرقدرت که به وسیلۀ دستگاهی اتمی تولید می شود و در پزشکی، صنعت و امور نظامی از آن استفاده می کنند، اشعۀ مرگ، اشعۀ لیزر.
فرهنگ معین
(لِ زِ) [ انگ . ] (اِ.) اسبابی که نوسان طبیعی اتم ها یا مولکول ها را در سطح های انرژی برای تولید تابش الکترومغناطیسی در ناحیه های نورمریی ، فرابنفش یا فرا قرمز طیف مورد بهره برداری قرار می دهد.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
وسیلهای برای تولید پرتوهای نوری همدوس، تقریباً موازی و تقریباً تکفام، در ناحیههای فروسرخ و مرئی و فرابنفش
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
laser (اسم)
لیزر، اشعه لایزر
فرهنگستان زبان و ادب
{laser, light amplification by stimulated emission of radiation} [فیزیک] وسیله ای برای تولید پرتوهای نوری همدوس، تقریباً موازی و تقریباً تکفام، در ناحیه های فروسرخ و مرئی و فرابنفش
