Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لیا

تلفظ بین المللی : /liˈɑ/ تلفظ :‌ [li'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هادانشنامه اسلامی
  • لیا اخدژاکووا
  • لیا اسمیت
  • لیا د پوتی
  • لیا دکر
  • لیا رودز
  • لیا زوپلی
  • لیا فرانک
  • لیا فرانکا
  • لیا لیس
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هادانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

لیا. [ ل ِ ] (ع اِ) لیاء. لیّاء. زمین دور از آب . (منتهی الارب ).

لیا. [ ل ِی ْ یا ] ( اِخ ) نام یکی از دو دختر شعیب ، زن یعقوب. نام دختر مهتر لیان که یعقوب او را تزویج کرد و یعقوب را شش فرزند از بطن وی در وجود آمد: روبیل ، شمعون ، لاوی ، یهودا، زبالون ( زابلون ، قاموس الاعلام ترکی )، یشجر یا بشناجر ( اساحر، قاموس الاعلام ترکی ). ( حبیب السیر ج 1 ص 23 و قا...

فرهنگ فارسی

لیئه ( خسته ) دختر بزرگ [ لابان ] که یعقوب پیامبر وی را بزنی گرفت و از او شش پسر بنامهای : [ روبن ] [ شمعون] [ لوی ] [ یهودا ] [ ایساشار ] و [ زابولون ] و یک دختر بنام [ دینا ] آورد .
لیائ . زمین دوراز آب .

دانشنامه عمومی

لیا” کلمه ای عبری بوده و نام دختر شعیب پیامبر است. دختری که بعد از بلوغ به عقد یعقوب پیامبر درآمده و مادر شش فرزند میشود.

مختصات: ۳۶°۰۵′۱۴″شمالی ۵۰°۰۲′۰۰″شرقی / ۳۶٫۰۸۷۰۸۸۸۸۸۸۸۸۹°شمالی ۵۰٫۰۳۳۲۸۰۵۵۵۵۵۵۶°شرقی / 36.0870888888889; 50.0332805555556لیا، روستایی از توابع بخش دشتابی شهرستان بوئین زهرا در استان قزوین ایران است.این روستا در دهستان دشتابی شرقی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایر...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: liyā) (عبری) (= لیئه (خسته)) ، (در اعلام) دختر بزرگ 'لابان' که یعقوبِ پیامبر وی را به همسری قبول کرد .

اسم: لئا (دختر) (عبری) (تلفظ: lea) (فارسی: لئا) (انگلیسی: lea)
معنی: به سوی خدا، دختری که رو به سوی خدا دارد
اسم: لیا (دختر) (عبری) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: liyā) (فارسی: ليا) (انگلیسی: liya) معنی: خجسته، نام همسر حضرت یعقوب ( ع )، خ...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی لَیّاً: پیچ و خم دادن (کلمه لی به فتح لام و تشدید یا (ل ی ی )که مصدر فعل مضارع یلوون است در اصل به معنای تابیدن طناب می باشد و وقتی در مورد سر و یا زبان استعمال شود ، معنای غیر طبیعی کردن سر و زبان را میدهد و در قرآن کریم در باره لیّ سر آمده : لووا رؤسهم و د...معنی لَوَّوْاْ: پیچ و تاب دادند (با غرور ونخوت وبه طرزی غیر طبیعی ) - برگرداندند- پیچیدند(کلمه لی به فتح لام و تشدید یا ...

کلمات مرتبط

  • لیا اخدژاکووا
  • لیا اسمیت
  • لیا د پوتی
  • لیا دکر
  • لیا رودز
  • لیا زوپلی
  • لیا فرانک
  • لیا فرانکا
  • لیا لیس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات