Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لوطی

تلفظ بین المللی : /lˈuːti/ تلفظ :‌ [l'u:ti]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • لوطی اللهی
  • لوطی بازی
  • لوطی خور
  • لوطی خور شدن
  • لوطی خور کردن
  • لوطی گری
  • لوطی محله
  • لوطی باشی
  • لوطی جبار
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

لوطی. ( ص ) منسوب به قوم لوط. لاطی. لواطه کار. غلامباره. کودک باز. ( غیاث ). هرزه کار و قمارباز و شراب خواره. ( غیاث از چراغ هدایت ). بی باک و نامقیدی که هندیان بانکا گویند. ( غیاث از مصطلحات ). رند و حریف و شوخ و بی باک و شلتاق که در هندوستان آن را بانکا گویند و رسم است که هر لوطی ولایتی به یکی از سلاطین و امرا منسوب میباشد، مثلاً گویند فلان لوطی بهمان امیر است یا لوطی فلان پادشاه است. مردیکه بز،...

فرهنگ عمید

لودی#NAME?

= لودی

فرهنگ معین

(ص . ) ۱ - جوانمرد، بخشنده . ۲ - غلامباره .

دانشنامه آزاد فارسی

تا قرن ۱۳ش به معنای امردباز بوده است. از آن پس به معنای سخی، جوانمرد، و بخشنده و نیز کسی که با کارهای نمایشی و نواختن تمبک و آوازخوانی در کوچه و خیابان امرار معاش می کند، به کار می رود. معانی تازه، احتمالاً، ناشی از تمایل جامعه به تحقیر برخی از گروه های اجتماعی بوده است. اطلاق واژۀ لوطی به داش ها و باباشمل های قرن گذشته، در وهلۀ اول، به قصد توهین به آنان بوده است که همچون پیشینیان فتی و عیارشان، د...

فرهنگ فارسی

۱- ( صفت ) غلام باره لواطه کار : در بلخ ایمن اند ز هر شری می خوار و دزد و لوطی و زن باره . ( ناصر خسرو .۲ ) ۳۸۶- هرزه کار فاسد . ۳- کسی که از نیروی بدنی و روحی برخوردار است ودرعین غداره بندی و چاقوکشی بحمایت مظلومان و بیوه زنان برخیزد و بقدر وسع خود سخاوت پیشه کند . یا لوطی اللهی . لوطی خدایی .هرزه کار و قمار باز و شراب خواره . بی باک و نامقیدی که هندیان بانکا گویند . سخی . بخشنده . جواد . جوانمرد...

دانشنامه عمومی

(ص) جوانمرد، بخشنده؛ غلامباره.

لوطی اصطلاحی است که در زمان قاجار به گروهی از کشتی گیران و بدنسازان آن زمان که به زورخانه رفت و آمد می کردند، اطلاق می شد. نشان ظاهری لوطی ها، دستمال یزدی و زنجیر کاشانی بود. بسیاری از این لوطی ها به عنوان کاسب خرده پا در بازار کار می کردند و بعضی به شغل هایی مانند نگهبانی شب، محافظت از حصارهای شهر و سازماندهی مراسم محرم مشغول بودند. آنها در هنگام پیوستن به گر...

مترادف و متضاد

بچه‌باز

فاسد، هرزه

دست‌ودل‌باز، سخی

۱. فاسد، هرزه
۲. بچهباز
۳. دستودلباز، سخی

reveler (اسم)عیاش، لوطیruffian (اسم)وحشی، گردن کلفت، ادم بی شرف، لوطیreveller (اسم)لوطیsloven (صفت)هرزه، ژولیده، شلخته، هردمبیل، لوطی...

کلمات مرتبط

  • لوطی اللهی
  • لوطی بازی
  • لوطی خور
  • لوطی خور شدن
  • لوطی خور کردن
  • لوطی گری
  • لوطی محله
  • لوطی باشی
  • لوطی جبار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات