لوش . (اِخ ) نام حکیمی است رومی که او را لوشا هم گویند. رجوع به لوشا شود.
لوش . [ ل َ / لُو ] (اِ) خربزه ٔ پوله و مضمحل شده و از کار رفته باشد. (برهان ). خربزه ٔ پوله باشد و پوله به زبان ماورأالنهر خربزه ای است که مضمحل شده باشد و نتوان خورد.
لجن#NAME?
۱. کسی که دهانش کج باشد؛ کجدهان: ◻︎ زن چو این بشنید، پس خاموش بود / کفشگر کانا و مردی لوش بود (طیان: شاعران بیدیوان: ۳۱۴).
۲. جذامی.
(اِ.) لجن ، گل سیاه .
(ص .) آن که دهانش کج باشد، کسی که به مرض جذام مبتلی باشد.
(لَ یا لُ) (اِ.) خربزه ای که خراب شده و قابل خوردن نباشد.
پودهزاری پوشیده از گِل سیاه آلی
فراوان
دروازه چوبی و کوچک به زبان مازندرانی
فراوان
در کوچک نرده ای،که برای ورود به بام یا باغچه ی سبزی کاری ...
فراوان
فراوان