آلوده کردن، آلایش، آلودگی ۱- ( مصدر ) آلوده کردن .۲- ( اسم ) آلودگی آلایش : دامن طهارت و امانت را به لوث غدر و خیانت آلوده ... ۲- پلیدی بدی : ... تا آن حدود را داخل حوز. اسلام داشته از لوث وجود کفار پاک دارد . سستی
مترادف و متضاد
آلایش، آلودگی، آلودهسازی، پلیدی
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] در قتل و جرح هرگاه دلیلی مبنی براینکه شخص معینی، مرتکب قتل یا جرح شده وجود نداشته باشد، ولی در قتل موضع تهمت و لوث محقق شود یعنی قاضی به ارتکاب قتل یا جرح از سوی متهم خاصی ظن پیدا کند، مدعی می تواند «قتل» را به وسیله قسامه اثبات کند.لوث در لغت معانی مختلفی دارد؛ یکی از آنها که مناسب با بحث ماست، قوت و شدت است. فیروزآبادی در قاموس اللغه می گوید: «اللوث القوه» و در معجم الوسیط آمده است: ا...