لوب . (اِخ ) رجوع به لوب نور شود. (قاموس الاعلام ترکی ).
لوب . (ع اِ) ج ِ لوبة. (منتهی الارب ). سنگستان سیاه . سنگستان . زمین سنگستان بی آب . (غیاث ).
لوب . (ع اِ) گوشت پاره ای که در دیگ بگردد. || مگس انگبین . || (ص ) ابل ٌ لوب ؛ شتران تشنه ٔ دور از آب .نخل ٌ لوب ؛ خرمابن تشنه ٔ دور از آب . (منتهی الارب )....
فرهنگ عمید
هریک از تقسیمات کوچک یک اندام که به وسیلۀ شکاف، شیار، یا دیواره و نیز عملکرد از بخش های دیگر جدا می شود.
دانشنامه آزاد فارسی
لوب (lobe) در کالبدشناسی، بخش مشخص هر عضو بدن، مخصوصاً مغز، شش ها، و برخی از غدد. لوب به واسطه وجود شیار، شکاف، دیواره های لیفی یا شکل خود از سایر بخش های آن عضو مجزاست.