کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه لنگر-انداخته | کلماتور
معانی کلمه : لنگر انداخته
تلفظ بین المللی :
/lˈanɡar andˈɑxteː/
تلفظ :
[l'angaR and'Axte:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کنگر خورده لنگر انداخته
لنگر انداختن
شناور لنگرانداخته
لنگ انداختن
لنگرانداخته
لنگر
لنگر از کف دادن
لنگر افکندن
لنگر بادخور
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
لنگرانداخته. [ ل َ گ َ اَ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) نعت مفعولی از لنگر انداختن. || کنایه از مرد متحمل و باوقار که به سخن هر کس از جا درنیاید. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱- متوقف شده ( کشتی ) . ۲- اقامت کرده متوقف . ۳- حمول و با وقار .
کلمات مرتبط
کنگر خورده لنگر انداخته
لنگر انداختن
شناور لنگرانداخته
لنگ انداختن
لنگرانداخته
لنگر
لنگر از کف دادن
لنگر افکندن
لنگر بادخور
نظرات