معانی کلمه : لنگری
لغت نامه دهخدا
آسمان در کشتی عمرم ندارد جز دو کار
گاه شادی ، بادبانی گاه محنت ، لنگری .
|| (ص نسبی ) منسوب به لنگر. صوفیه واخیه و ارباب فتوت . اهل لنگر.
فرهنگ عمید
۱. بشقاب چینی بسیاربزرگ.
۲. (صفت نسبی )=[مجاز] سنگین.
۲. (صفت نسبی )=[مجاز] سنگین.
فرهنگ معین
(لَ گَ ) [ یو - فا. ] (اِمر. ) قاب بزرگ غذاخوری با سرپوش .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
۱- ( صفت ) منسوب به لنگر ( کشتی ) . ۲- منسوب به لنگر ( صوفیان و اهل فتوت ) .۳- ( اسم ) قاب بزرگ غذاخوری با سرپوش : دو هزار چینی دیگر از لنگری و کاسه های کلان و خمره های چینی کلان و خرد و سیصد شادروان ...
بشقاب مانند بسیار بزرگ که در آن پلاو کنند و آن نسبت به لنگر صوفیان وفتیانست که این ظرف در آن جا به کار برده می شد .
بشقاب مانند بسیار بزرگ که در آن پلاو کنند و آن نسبت به لنگر صوفیان وفتیانست که این ظرف در آن جا به کار برده می شد .
گویش مازنی
۱سینی مسی ۲بشقاب بزرگ
/langeri/ سینی مسی - بشقاب بزرگ
واژه نامه بختیاریکا
از ظروف پلو خوری؛ سینی بزرگ
