لمظة. [ ل ُ م َظَ ] (ع اِ) پاره ٔ طعام . ج ، لُمظ. (مهذب الاسماء).
لمظة. [ ل ُ ظَ ] (ع اِ) سپیدی لب زیرین اسب . لَمَظ. || سپیدی هر دو لب . || سپیدی یکی از دو لب . || نکته ای سیاه در دل . || نکته ای از سپیدی دل . (از لغات ضدّ). و فی حدیث علی علیه السلام : و الایمان یبدو لُمظةٌ فی القلب کلما ازداد الایمان ازدادت اللمظة. || اندک از روغن که به انگشت برداشته شو...