کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه لمس-شدن | کلماتور
معانی کلمه : لمس شدن
تلفظ بین المللی :
/lˈams ʃˈodan/
تلفظ :
[l'ams S'odan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کج و لوس شدن
لوس شدن
لس شدن
جو لمسدن
لمس
لَمْسْ
لمس کردن
لمس دست زنی
لمس ناپذیر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
لمس شدن. [ ل َ ش ُ دَ] ( مص مرکب ) فالج گونه شدن. بی حس و بی حرکت ارادی گشتن اندامی. لَس شدن. بی حس و حرکت شدن عضوی : دستم لمس شده است ؛ حرکت نمیکند.
فرهنگ معین
( ~ . شُ دَ ) (مص ل . ) بی حس و حرکت شدن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) بی حس و حرکت شدن فالج گشتن .
فالج گونه شدن . بی حس و بی حرکت ارادی گشتن اندامی .
کلمات مرتبط
کج و لوس شدن
لوس شدن
لس شدن
جو لمسدن
لمس
لَمْسْ
لمس کردن
لمس دست زنی
لمس ناپذیر
نظرات