Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لعاب

تلفظ بین المللی : /lˈoʔɑb/ تلفظ :‌ [l'o?Ab]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • لعاب 1
  • لعاب 2
  • لعاب 3
  • لعاب 4
  • لعاب المنیه
  • لعاب النحل
  • لعاب ترک
  • لعاب تنیدن
  • لعاب حیه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

لعاب . [ ل َع ْ عا ] (اِخ ) اسبی است . (منتهی الارب ). لعاب و عفزر، نام دو اسب از آن قیس بن عامربن غریب و برادرش سالم . (عقدالفرید ج 6 ص 95 و 97).

لعاب . [ ل َع ْ عا ] (ع ص ) بازیگر. (زمخشری ) (دهار). بازیکن . (مهذب الاسماء) (السامی...

فرهنگ عمید

۱. بسیار بازیگر.
۲. بازیکن.

۱. (زیست‌شناسی) آب‌ دهن؛ بزاق.۲. هر مایعی که اندکی غلیظ و چسبنده باشد.۳. مادۀ شفاف یا رنگین که بر روی کاشی یا ظروف سفالی می‌دهند.۴. روکش شیشه‌ای نیمه‌مذاب بر لایه‌ای از فلز که نقش محافظ در برابر واکنش‌های شیمیایی داشته و به عنوان تزئین به کار می‌رود.۵. آهار.= لعاب دادن: (مصدر متعدی)۱. پوشش ظریف از لعاب به شی‌ء سفالی یا فلزی دادن.۲. (مصدر لازم) غلیظ شدن....

فرهنگ معین

(لَ عّ) [ ع . ] (ص .) بازیگر، بازیکن .

(لُ) [ ع . ] (اِ.) 1 - آب دهن ، هر آبی که اندکی غلیظ و چسبنده باشد. 2 - روکش مخصوصی که روی سفال و کاشی و مانند آن می کشند.

(لَ عّ ) [ ع . ] (ص . ) بازیگر، بازیکن .
(لُ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - آب دهن ، هر آبی که اندکی غلیظ و چسبنده باشد. ۲ - روکش مخصوصی که روی سفال و کاشی و مانند آن می کشند.

دانشنامه آزاد فارسی

لعاب glazeدر سفال گری، نوعی پوشش نازک و شفاف که به سطح سفال و چینی زده می شود و جلوه ای درخشان و پوششی محافظ به آن می دهد و از نشت مایعات و لب پریدگی ظرف جلوگیری می کند. این پوشش را با فروبردن شیء سفالی به درون مادة لعابی، یا زدن ماده بر سطح شی ء به آن می افزایند. لعاب به هنگام پخت سفال در کوره کاملاً تثبیت می شود. انواع لعاب های معدنی، بسته به میزان مواد معدنی موجود در گِل، واکنش های متفاوتی بر س...

فرهنگ فارسی

آب دهن، هر آبی که اندکی غلیظوچسبیده باشد، آب دهان( اسم ) ۱- آب دهن خدو خیو : از شرف مدح تو درکام من گرد عبیر است و لعابم گلاب . ( ناصر خسرو .۲ ) ۴٠- آب غلیظ که از بعض داروها ی خیسانیده بر آید ( مانند لعاب بزر قطونا ) یا بعض جانوران آنرا تولید کنند ( مانند لعاب عنکبوت ) . ۳- درخشش و جلا ی روی سفال و کاشی که علاوه بر جنب. تزیینی باعث نفوذ ناپذیری آنچه لعاب داده شده است میگردد و آن در اصل عبارتست از ...

دانشنامه عمومی

لُعابها طیف گسترده ای از ترکیبات آلی و معدنی را در بر می گیرند. لعاب مربوط به سرامیک معمولاً مخلوط شیشه مانندی متشکل از کوارتز، فلدسپات و اکسید سرب (PbO) است. این اجزا را پس از آسیاب شدن و نرم کردن به صورت خمیری رقیق درمی آورند. آنگاه شی سرامیکی مورد نظر را در این خمیر غوطه ور کرده و آن را پس از خشک شدن در کوره تا دمای معین حرارت می دهند. پس از لعاب دادن روی چینی، روی آن مطالب مورد نظر را می نویسن...

مترادف و متضاد

glair (اسم)سفیده تخم مرغ، لعاب، سفیدهmucilage (اسم)چسب، لعاب، لزوجت گیاه، اب لیزglaze (اسم)مهره، برق، مینا، لعاب، لعاب شیشهenamel (اسم)مینا، لعابslime (اسم)لعاب، چیز چسبناک، لجن و گل...

فرهنگستان زبان و ادب

{enamel} [خوردگی، شیمی، مهندسی بسپار علوم و فنّاورى رنگ] روپوشه ای با سطح صاف و برّاق یا نیمه برّاق[سرامیک] ← لعاب فلز{glaze} [سرامیک] 1. پوشش نازک شیشه ای که ازطریق پخت بر روی محصولات سرامیکی تشکیل می شود 2. مخلوط پودر شیشۀ خشک یا دوغاب آماده شده برای لعاب کاری{mucilage} [زیست شناسی- علوم گیاهی] ماده ای با ترکیب کربوهیدراتی پیچیده که در دیوارۀ یاخته های برخی از گیاهان به وجود می آید؛ در حالت خشک،...

کلمات مرتبط

  • لعاب 1
  • لعاب 2
  • لعاب 3
  • لعاب 4
  • لعاب المنیه
  • لعاب النحل
  • لعاب ترک
  • لعاب تنیدن
  • لعاب حیه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات