کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : لطمه زدن به
تلفظ بین المللی :
/lˈatmeː zˈadan bˈeː/
تلفظ :
[l'atme: z'adan b'e:]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
لطمه زدن
لقمه زدن
عشق لطمه می زند
قلب لطمه می زند
لمه زن
لطمه
لطمه خوردن
مانع ایجاد لطمه بزندگی
اللطمه
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
damage
(فعل)
ضایع کردن، عیب دار کردن، خسارت وارد کردن، خسارت زدن، خسارت رساندن، زیان زدن، معیوب کردن، لطمه زدن به، خسارت وارد اوردن
کلمات مرتبط
لطمه زدن
لقمه زدن
عشق لطمه می زند
قلب لطمه می زند
لمه زن
لطمه
لطمه خوردن
مانع ایجاد لطمه بزندگی
اللطمه
نظرات