Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لطافت

تلفظ بین المللی : /letˈɑfat/ تلفظ :‌ [let'Afat]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد
  • لطافت طبع
  • لطافت الکپرو
  • بی لطافت
  • کشتار با لطافت
  • بی لطافتی
  • لافت
  • لافتی
  • لطیفتن
  • جزیره ٔ لافت
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

لطافت. [ ل َ ف َ ] ( ع مص ) ریزه و خرد شدن. ( منتهی الارب ). خردی. ریزگی. دقت. صغر. باریک گشتن. ( منتهی الارب ). باریکی. نازکی. نغزی. ( حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی ). ضد کثافت. نرمی. ( آنندراج ). لطیف شدن. ( زوزنی ). تری. لطف. صاحب کشاف اصطلاحات الفنون آرد: لطافت به فتح لام بر چهار معنی اطلاق شود: اول رقت و روانی قوام ، یعنی که پذیرفتن اشکال غریبه یا ترک آن برای شی به آسانی میسر باشد. بعبارة اخری لطا...

فرهنگ عمید

۱. نرمی و نازکی.
۲. خوش اندامی، زیبایی.
۳. [قدیمی، مجاز] سخن نرم و نیکو.

فرهنگ معین

(لَ فَ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - نرمی و نازکی . ۲ - زیبایی و نیکویی .

فرهنگ فارسی

۱- ( مصدر ) خرد شدن ریزه شدن . ۲ - باریک گشتن . ۳- ( اسم )خردی ریزگی .۴ - باریکی نازکی . ۵- نرمی . ۶- نیکویی ۷- سبکی خفت : هوا از لطافت درو مشک ریز زمین از نداوت درو چشمه خیز . ( نظامی لغ. ) ۸- باز بودن روشن بودن مقابل کثافت : بلکه از ضوئ چون با هوابیامیزد روشن و صفا ولطافت زیادت گردد . ( مصنفات باباالفضل ۹ ) ۴۱۸ : ۲- لطف رافت : باری ملاطفتش کردم و بلطافتش گفتم ... توضیح در تداول بکسر اول تلفظ شود...

دانشنامه عمومی

لطافت (فیلم ۲۰۰۹). لطافت (به انگلیسی: Tenderness) فیلمی محصول سال ۲۰۰۹ و به کارگردانی جان پولسون است. در این فیلم بازیگرانی همچون راسل کرو، جاون فاستر، سوفی تراوب، لورا درن، آلکسیس دزینا، آریجا باریکیس، مایکل کلی و سی اس لی ایفای نقش کرده اند.۱۵ ژانویه ۲۰۰۹ (۲۰۰۹-01-۱۵) (اسرائیل)۱۱ دسامبر ۲۰۰۹ (۲۰۰۹-12-۱۱) (ایالات متحده)wiki: لطافت (فیلم ۲۰۰۹)...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: le(a)tāfat) (عربی) لطیف بودن ، نرمی ؛ طراوت و زیبایی ؛ (در قدیم) مهربانی ، لطف ، رأفت ؛ ظریف و حساس بودن ؛ (در قدیم) (به مجاز) نغزی و خوشایندی .

اسم: لطافت (دختر) (عربی) (تلفظ: le(a)tāfat) (فارسی: لطافت) (انگلیسی: letafat) معنی: لطیف بودن، نرمی، طراوت و زیبایی، مهربانی، ظریف، لطف، رأفت، ظریف و حساس بودن، ( در قدیم ) ( به مجاز ) نغزی و خوشایندی...

مترادف و متضاد

تازگی، خوبی، صفا، صفا، طراوت، ظرافت، لطف، ملاحت، نازکی، نیکویی ≠ ضخامت

subtlety (اسم)زیرکی، نرمی، لطافت، باریک بینی، تیزبینی و مهارتelegance (اسم)ظرافت، خوش اندامی، زیبایی، وقار، لطافت، ریزه کاریtenuity (اسم)سادگی، لطافت، قلت، رقت، باریکیrosewater (اسم)لطافت، گلاب...

کلمات مرتبط

  • لطافت طبع
  • لطافت الکپرو
  • بی لطافت
  • کشتار با لطافت
  • بی لطافتی
  • لافت
  • لافتی
  • لطیفتن
  • جزیره ٔ لافت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات