لست . [ ل َ ] (اِ) اعتصاب کارگران (در لهجه ٔ کرمان )؟
لست . [ل َ ت َ ] (ع فعل ) نیستی تو. و در بیت ذیل ظاهراً مخفف لست اهلا للعطاء و للصلة و امثالهماست : هست فتوای فتوت را قلم در دست او پاسخ فتوا نعم راند بجای لا و لست .
سوزنی .
لست . [ ل َ] (ص ) خوب و نیکو. ...
فرهنگ عمید
۱. قوی. ۲. ستبر. ۳. استوار.
فرهنگ معین
(لَ سْ ) (ص . ) ۱ - خوب ، نیکو. ۲ - قوی .
فرهنگ فارسی
نیستی . توضیح . در بیت ذیل ظاهرا مخفف است اهلا للعطائ و للصله و ماند آنهاست : هست فتوای فتوت را قلم در دست او پاسخ فتوا نعم راند بجای لاولست . ( سوزنی لغ. ) اعتصاب کارگران
گویش مازنی
نوارهای باریک از پوست ترکه های درخت توت و غیره
/last/ نوارهای باریک از پوست ترکه های درخت توت و غیره
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی لَّسْتُ: نیستم معنی لَّسْتَ: نیستی ریشه کلمه: لیس (۸۹ بار)