کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه لزیز | کلماتور
معانی کلمه : لزیز
تلفظ بین المللی :
/lˈaziz/
تلفظ :
[l'aziz]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
سامانۀ نشانه گذاری لیزری
سلاح هدایت لیزری
سرمایش لیزری
طیف شناسی لیزری
غده پوش چنگار لیزینه ای
فاصله یاب لیزری
فاصله یابی لیزری
کفچه لیز
کفچه لیزک
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
لزیز. [ ل َ ] ( ع اِ ) استخوان سینه که فراهم آمدن جای گوشت است. ج ، لزائز. ( منتهی الارب ). مجتمع اللحم فوق الزَور. ( اقرب الموارد ). || ( ص ) لزیز شرّ؛ ملازم بدی. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
استخوان سینه که فراهم آمدن جای گوشت است . جمع : لزائز .
کلمات مرتبط
سامانۀ نشانه گذاری لیزری
سلاح هدایت لیزری
سرمایش لیزری
طیف شناسی لیزری
غده پوش چنگار لیزینه ای
فاصله یاب لیزری
فاصله یابی لیزری
کفچه لیز
کفچه لیزک
نظرات