Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لرزانیدن

تلفظ بین المللی : /lˌarzɑnˈidan/ تلفظ :‌ [l,aRzAn'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • فرو لغزانیدن
  • لرزاندن
  • لغزانیدن
  • خود را لرزاندن و تکان دادن
  • حرکت دادن و لرزاندن
  • لیزانیدن
  • لیزانیدنی
  • دیک دیک لرزیدن
  • زبان لرزانی
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

لرزانیدن. [ ل َ دَ ] ( مص ) ارعاد. ( تاج المصادر ). ترعیش. ( زوزنی ). ارعاش.( منتهی الارب ). ارجاد. ( تاج المصادر ). نفض. فشاندن. افشاندن. تلتلة. ( منتهی الارب ). قرقفة. ( منتهی الارب ).شیبانیدن. ( برهان ). شیوانیدن. لرزاندن : دست کو لرزان بود از ارتعاش وانکه دستی راتو لرزانی ز جاش.مولوی.زان پشیمانی که لرزانیدیش چون پشیمان نیست مرد مرتعش.مولوی.اقضام ؛ لرزانیدن و جنبانیدن شتر زنخ خود را. ( منتهی ال...

فرهنگ معین

(لَ دَ ) (مص م . ) نک لرزاندن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) لرزاندن .
ارعاد . ترعیش

کلمات مرتبط

  • فرو لغزانیدن
  • لرزاندن
  • لغزانیدن
  • خود را لرزاندن و تکان دادن
  • حرکت دادن و لرزاندن
  • لیزانیدن
  • لیزانیدنی
  • دیک دیک لرزیدن
  • زبان لرزانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات