معانی کلمه : لدود
لغت نامه دهخدا
لدود. [ ل ُ ] (ع مص ) دارو در کرانه ٔ دهان کسی ریختن . (منتهی الارب ). لدّ. رجوع به لدّ شود.
فرهنگ فارسی
دشمن سخت
دارو در کرانه دهان کسی ریختن لد .
دارو در کرانه دهان کسی ریختن لد .

لدود. [ ل ُ ] (ع مص ) دارو در کرانه ٔ دهان کسی ریختن . (منتهی الارب ). لدّ. رجوع به لدّ شود.