معانی کلمه : لدا
لغت نامه دهخدا
لدا. [ ل ِ ] (اِ) نوعی از نواعم . قسمی از نرم تنان .
لدا. [ ل ِ ] (اِخ ) نام پرده ای از کرژ (در برلین ). || نام پرده ای از تینتر (در فلورانس ).
لدا. [ ل ِ ] (اِخ ) زن تیندار و معشوقه ٔ ژوپیتر که خوش آمد وی را بشکل قوئی درآمد.او مادر کاسترُ و پُلوکس و هِلن و کلیتمنستر است .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
در اساطیر نام زن [ تیندارس ] است . وی معشوقه [ زئوس ] گردید و برای خوش آمد وی بشکل قو در آمد .
نوعی از نواعم
نوعی از نواعم
