لد. [ ل ِ ] (اِخ ) ناحیتی به بلژیک در «فلاندر - اُر» دارای شش هزار و هفتصد تن سکنه .
لد. [ ل ُدد ] (اِخ ) دهی است به فلسطین . گویند که عیسی علیه السلام دجال را بر در آن ده خواهد کشت . (منتهی الارب ). شهری به فلسطین بناکرده ٔ سلیمان بن عبدالملک . (نخبةالدهر دمشقی ص 201)....
فرهنگ عمید
لدود، دشمن سخت.
فرهنگ فارسی
( صفت و اسم ) جمع الد مردم سخت خصومت که بحق میل نکنند : جملگی آوازها بگرفته شد رحم آمد بر سر آن قوم لد . ( مثنوی لغ. ) ناحیتی به بلژیک